بنام پیوند دهنده قلبها
موسسه پیوند پایدار ایرانیان

کتابخانه اکترونیک پیوند + جامعه مجازی پیوند


کتابخانه الکترونیک پیوند - بانک مقالات خواستگاری و ازدواج
 

در این سایت قصد آن داریم که با ارائه ی مقالات مفید و کاربردی و همچنین با معرفی کتب برگزیده مرتبط با موضوع ازدواج و انتخاب همسر ، ضمن توصیه ی جوانان به مطالعه کامل کتب مزبور ، چکیده ای مختصر  از مطالب مهم مندرج در این کتابها را برای مطالعه سریع و یکپارچه جوانان مؤمن و ارجمند ، تقدیم نماییم .  عزم آن داریم تا به یاری پروردگار در آینده نزدیک با معرفی هرچه  بیشتر کتابهای پربار و همچنین مقالات مفید و مناسب ، کتابخانه ای بزرگ محیای شما عزیزان نموده و به نوبه خود به افزایش سطح دانش و آگاهی جوانان در زمینه ازدواج و انتخاب همسر کمک نماییم . در همین راستا  از تمامی شما دوستان و صاحبنظران گرامی تقاضا می گردد که از طریق  معرفی کتب و مقالات مفید و مناسب ، ما را در هرچه پربار کردن کتابخانه پیوند یاری رسانید.



این وبگاه در سایت ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده
و کلیه محتوای آن منطبق بر قوانین جمهوری اسلامی ایران است.

ppii.ir@gmail.com
موسسه پیوند پایدار ایرانیان
wWw.PPII.ir

الف ) بانک مقالات                                     ب) بخش معرفی کتاب



معرفی کتاب  :      « جوانان و انتخاب همسر»      نوشته علی اکبر مظاهری


خلاصه ای آزاد از کتاب جوانان و انتخاب همسر
(تهیه شده توسط : کار گروه الچی)

  •     خوب بودن شرط نیست ، متناسب بودن مهم است !

در انتخاب همسر باید به همتایی و همشأن و متناسب بودن زوجین دقت شود و تنها خوب بودن دو همسر کافی نیست ، بلکه متناسب بودن و به اصطلاح با هم جور درآمدن نیز لازم است. فراوان دیده ایم که دو همسر را که هر دو شایسته اند ، اما زندگی نابسامانی دارند . زیرا متناسب با همدیگر نیستند و کارشان به نزاع و عدم توافق و بعضا به طلاق می کشد. درحالیکه اگر هرکدام با همسر متناسب خود ازدواج می کرد ، خوشبخت می شد .  به جرأت می توان گفت : بیشترین مشکلاتی که در « زندگی خانوادگی » به وجود می آید ، به خاطر این است که دختر و پسر در گزینش همسر اشتباه کرده و همسر متناسب و هماهنگ با خود را انتخاب نکرده اند .

لذا اگر انسان نصف عمرش را صرف کند تا همسری شایسته و متناسب با خود پیدا نماید ، ارزش دارد ، زیرا در بقیه عمرش سعادتمند خواهد شد.

در حقیقت افرادی که سعی می کنند قبل از ازدواج در مورد همسرشان مطالعه نمایند و همسری بیابند که از نظر روحی متناسب با خودشان باشد و اصطلاحاً کفؤ او باشد ، بخشی از مشکلات بعد از ازدواج و تربیت فرزندانشان را حل کرده اند . در غیر این صورت ، مشکلاتی که می توانستند قبلاً حل کنند را به بعد از ازدواج موکول کرده اند .


  •     ضرورت شناخت کامل

دختر و پسر ، باید نسبت به فردی که می خواهند به همسری برگزینند ، « شناخت کامل و همه جانبه » داشته باشند و تحصیل این شناخت از ضروریات حتمی است . به هیچ وجهی صلاح نیست که انسان ، نسبت به کسی که می خواهد یک عمر با او زندگی کند و او را در همه چیز خود شریک گرداند و سرنوشتش را با او گره بزند و او را محرمترین و نزدیکترین فرد به خود قرار دهد و با او « پیمانی جاودانه » ببندد ، شناخت کافی نداشته باشد . « بی گدار به آب زدن » در این وادی ، نوعی « خودکشی روانی » است ، که هیچ انسان عاقل و فهمیده ای به آن اقدام نمی کند .


  •      گفتگوی مستقیم و رودر روی دختر و پسر

یکی از فایده های مهم گفتگوی های مستقیم این است که : از سخنان شخص و صحبت با او ، می توان مقدار زیادی به مکنونات درونی اش پی برد و از احوال و صفاتش آگاه شد . بطوریکه مسائل پنهانی و احوال درونی انسان ، گاهی از زبان او می پرد و گاهی قیافه و حالات چهره اش به آن گواهی می دهد و این دریچه خوبی برای راه یافتن به دورن و ضمیر باطن اشخاص است .

موضوعات قابل طرح در این گفتگو و مذاکرات ، مختلف است . زیرا افراد ، عقیده ها ، آرمانها ، هدفها و خواسته های آنان ، گوناگون می باشد . اما بعضی از مطالب ، عمومی بوده و لازم است مطرح شود و روی آنها مباحثه صورت گیرد.

1-   بیان خط مشی کلی زندگی ( بیان اینکه طرفین می خواهند زندگی آینده خود را بر چه مبنایی می خواهند استوار و اداره کنند ، مثلاً اینکه جوان متدین ، می خواهد زندگی اش را بر اساس قوانین اسلام بنا کند و انتظار دارد که همسرش هم چنین باشد و در همه امور زندگی ، تابع اسلام باشد ) .

2-   گفتگو درباره اهداف آینده ( بیان هدفهایی که قصد دارند در زندگی آینده شان دنبال کنند . هدفها و آرمانهای علمی ، اخلاقی ، اجتماعی ، شغلی ، مالی و .... و بررسی میزان هماهنگی و یا تضاد اهداف دو طرف )

3-   بیان صادقانه صفات و اخلاق و خصوصیات خود

4-   بیان خواسته ها و انتظارات طرفین از یکریگر

5-   بیان نظرات خود درباره چگونگی برخورد و رفتار و رابطه با خانواده و بستگان و خویشان یکدیگر

6-   طرح نظرات خود درباره شیوة تربیتی فرزندان آینده

7-   بیان عیبها و نواقص و بیماریهای خود بصورت صادقانه و بدون کم و کاست  


  •     معیار ها و ملاکهای انتخاب همسر دو نوع است :

الف) آنهایی که رکن و اساس زندگی هستند و برای یک زندگی سعادتمندانه حتما لازمند.

ب) آنهایی که رکن و اساس زندگی نیستند ولی برای بهتر و کاملتر شدن زندگی مفیدند و بیشتر به سلیقه و موقعیت افراد بستگی دارد. 


  •     معیار های انتخاب همسر :

1-   تدیّن

 انسان دیندار ، هرگز نمی تواند با همسر بی دین کنار بیاید و با هم زندگی سعادتمندانه ای داشته باشند. لذا اگر یکی متدیّن باشد و دیگری بی دین و بی قید ، خوشبخت نخواهند شد . از خصوصیات شخص دیندار می توان به حیا ، عفت و پاک دامنی و همچنین حجاب اشاره کرد . بطور کلی متدیّن بودن یعنی : پایبندی کامل به اسلام و با جان و دل پذیرفتن و عمل کردن به آن . نه تدین سطحی و بی ریشه و بی عمل.

2-   اخلاق نیک

 منظور از اخلاق نیک فقط خنده رویی و خوش زبانی نیست بلکه دایره وسیعی از خصوصیات و ویژگی ها را دربر می گیرد که بدلیل اهمیت بسیار زیاد آن در انتخاب و گزینش همسر به برخی از آنها اشاره می کنیم :

1)     خوش زبانی و بد زبانی :  بد زبانی ، زبان درازی ، نیش زدن با زبان ، بی ادبانه و بی پروا (گستاخانه) سخن گفتن و فحش دادن ، از نمود ها و نمونه های برجسته « بد اخلاقی» ؛ و خوش زبانی و نرم گویی در سخن و مودبانه سخن گفتن ، از نشانه های بارز « خوش اخلاقی» است. اهمیت زبان در این است که « زبان» دریچه ایست که محتویات درون را ظاهر می کند. زبان انسان ، آینه دل اشخاص و ترجمان و بیانگر احوال درون می باشد. « از کوزه همان برون تراود که در اوست ».

2)     بزرگواری و حسادت : حسادت از نشانه های مهم اخلاق بد و بزرگواری از نمونه های برجسته اخلاق پسندیده می باشد.

3)     خوش خُلقی ـ کج خُلقی : زندگی با انسان کج خُلق و اَخمو بسیار مشکل و زندگی با افراد خوش خُلق ، خوش برخورد و خنده رو ، به انسان نشاط و امید می دهد.

4)     حق پذیری ـ لجاجت : لجاجت و یکدندگی ، لطمه های سنگینی به زندگی خانوادگی وارد می کند.

5)     تواضع عاقلانه  ـ تکبر و غرور احمقانه

6)     راستگویی ـ دروغگویی

7)     وقار و متانت ـ سبکی و هرزگی

8)     صبر و بردباری ـ کم ظرفیتی و بی تابی

9)     حُسن ظن ـ سوء ظن

10)                        با محبت و عاطفه بودن ـ بی محبتی و بی عاطفگی

11)                        گذشت ـ کینه توزی

12)                        مؤدب بودن ـ بی ادبی

13)                        شجاعت ـ ترس

14)                        نرمخویی ـ خشونت

15)                        وفاداری ـ بی وفایی

16)                        سخاوت ـ بخل

17)                        قناعت ـ حرص و طمعکاری

18)                         ......

3-   شرافت خانوادگی

 منظور نجابت ، پاکی ، تدیّن و دیگر خصوصیات و ویژگی های خانواده ها می باشد که قطعاً باید مورد توجه قرار گیرد زیرا که بسیاری از صفات اخلاقی ، روحی ، عقلی و جسمی آن خانواده و فامیل ، از راه وراثت و تربیت و محیط و عادات ، به افراد منتقل شده است.

4-   عقل

 برای ایجاد و اداره صحیح زندگی و تربیت فرزندان شایسته ، زن و شوهر باید به نیروی عقل و فهم سالم مجهّز باشند .لازم است که توجه گردد که «علم» و «عقل» با اینکه بر یکدیگر تأثیر می گذارند ، اما عین هم نیستند بدین معنی که ممکن است انسانی « با سواد » باشد ، اما « عاقل» نباشد و عقل و بینش زندگی را دارا نباشد و یاامکان دارد شخصی عاقل باشد اما باسواد نباشد .

5-   سلامت جسم و روح

بعضی از بیماری های جسمی و روانی اهمیت چندانی ندارند و مانع انجام وظایف همسری نشده و لطمه ای به زندگی نمی زنند ولیکن برخی از بیماری ها و نقصها که مانع از ایفای کامل نقش همسری می باشد و بنوعی مانع دوست داشتن همسر می گردد می تواند لطمه های سنگینی به زندگی بزند.

6-   زیبایی

زیبایی یک امتیاز است و در شیرینی و سعادت زندگی زناشویی تاثیر بسزایی دارد . دو انسان که می خواهند بعنوان همسر و یاور تا پایان عمر در کنار یکدیگر با صفا و صمیمیت و عشق و محبت زندگی کنند ، لازم است یکدیگر را از هر جهت دوست داشته باشند و از اندام و چهره و شکل ظاهریِ هم خوششان بیاید زیرا در غیر این صورت ممکن است بطور ناخواسته به همسر خود ستم و جفا کرده و با بهانه گیری ، زندگی را براو تلخ نماید . البته زیبایی یک معیار و اندازه معین و قانون استاندارد ندارد و به سلیقه افراد بستگی دارد حتی ممکن است فردی در نظر کسی زیبا باشد و در نظر دیگری زشت . قطع مسلم لازم نیست که زیبایی افراد در حد عالی باشد بلکه مهم آن است که دو همسر یکدیگر را بپسندند و از هم خوششان بیاید و دلخواه هم باشند .

7-   علم و سواد

این خصوصیت هم یک امتیاز برای همسر (چه دختر و چه پسر) محسوب می شود و تاثیر نیکویی بر انجام وظایف همسری و تربیت فرزندان و ... دارد ولیکن رکن و اساس زندگی نیست .

8-   کفؤ همدیگر بودن

یکی از مهترین معیارها  و خصوصیاتی که در انتخاب همسر باید مورد توجه قرار گیرد «کفؤ بودن دو همسر» می باشد. یعنی : تناسب ، همتایی ، هماهنگی ، همشأنی ، سنخیّت و همطرازی بین دختر و پسر و به اصطلاح با هم جور آمدن زن و شوهر می باشد . دو انسانی که قرار است یک عمر در کنار هم زندگی کنند و در همه امور شریک باشند و تصمیمهای مشترک بگیرند و فزرندانی را بوجود آورند و تربیت کنند ، حتماً باید هماهنگ و همسنخ و کفؤ هم باشند . علت بیشتر ناهنجاریها و آشوبزدگی های زندگی خانواده ها ، عدم تناسب و نا هماهنگی بین زن و شوهر است . همین خانمی که در فلان خانه ، با شوهرش مشکل دارد و زندگی شان خراب و آشوبزده است ، یا آن مردی که با همسرش اختلاف و درگیری داشته و از او ناراضی است ، اگر هر کدام با همسر متناسب و کفؤ خود ازدواج می کردند ، این مشکلات و نارضایتیها و ناهنجاریها وجود نداشت و یا ـ لااقل ـ کمتر بود.

افرادی که سعی می کنند قبل از ازدواج در مورد همسرشان مطالعه نمایند و همسری بیابند که از نظر روحی متناسب با خودشان باشد و اصطلاحاً کفؤ او باشد ، بخشی از مشکلات بعد از ازدواج و تربیت فرزندانشان را حل کرده اند. در غیر این صورت ، مشکلاتی که می توانستند قبلا حل کنند را به بعد از ازدواج موکول کرده اند.

قطعاً همتایی ، هماهنگی و تناسب صد در صد امکان ندارد . زیرا هر انسانی دارای مغز ع روح ، اخلاق ، تربیت ، محیط و خانوادة مخصوص به خود است و با دیگری فرق و فاصله دارد . اما باید کوشش شود این فاصله کمتر باشد و دو همسر به هم نزدیکتر باشند .همتایی و هماهنگی زوجین  باید شامل جنبه های مختلفی از خصوصیات و ویژگی های افراد گردد که در ذبل به برخی از آنها اشاره می کنیم :

1-   همتایی دینی و ایمانی : انسان مؤمن ، اگر با همسر بی ایمان ازدواج کند و نتواند او را متدیّن کند ، یا باید همرنگ او شده و بی دین شود و یا در برابر او مقاوت کند و دائماً نزاع و زد و خورد داشته باشند . که هر دو خسارت بزرگی است و فزرندانی هم که محصول چنین زندگی های آشوبزده ای باشند ، به سعادت نمی رسند.

2-   همتایی و هماهنگی فرهنگی و فکری : برای اینکه دو همسر بتوانند در مسائل زندگی به تصمیم های مشترک و یکسانی برسند و زندگی پربار و سعادتمندانه ای را تشکیل دهند لازم است که با یکدیگر تفاهم و توافق فکری و فرهنگی داشته باشند و بتوانند یکدیگر را درک نموده و مکنونات و محتویات درونی خود را به هم تفهیم نمایند.

3-   همتای و هماهنگی اخلاقی : که یکی از مهمترین موارد همتایی و تناسب بین زن و شوهر می باشد.

4-   کفؤ هم بودن در تحصیلات علمی : بهتر آن است که زن و شوهر از نظر معلومات و تحصیلات علمی ، خیلی با هم فاصله نداشته باشند تا تفاهم بیشتری در زندگی شان وجود داشته باشد . مخصوصا اگر یکی تکبر و غرور بیجا داشته باشد و کم ظرفیت باشد نباید سواد و تحصیلاتش بیش از دیگری باشد . امّا اگر متواضع باشد ، امکان بروز مشکل کمتر است.

5-    همتایی و سنخیّت جسمی و جنسی : توازن و تناسب جسمی و جنسی در زندگی همسران ، نقش بسیار مهمّی دارد . مسائل جنسی ، یکی از ارکان اصلی و بنیادین زندگی زناشویی است. اگر زوجین از نظر جنسی ، همدیگر را اشباع و راضی نمایند ، سپاسگذار هم خواهند بود و با دلگرمی به وظایف و مسؤلیتهای خود عمل خواهند کرد و مشکلات زندگی را تحمل خواهند نمود . اما اگر در این مورد ناراضی باشند ، از هم متنفّر می شوند و از انجام مسؤلیتهای زندگی دلسرد می گردند. این نکته بزرگی است که متأسفانه در بسیاری از موارد ، آن را کوچک می شمارند یا نادیده میگیرند و یا با « خجالت » و « رودربایستی » از آن می گذرند و بعد ع ضربه های سهمگینش را می خورند. اگر یکی از دو همسر ، از نظر جسمی و جنسی ، قوی و « گرم مزاج » و دیگری ضعیف و « سرد مزاج » باشد ،‌ در بسیاری از امور زندگی شان خلل وارد می شود و احتمال فساد و انحراف ، بسیار قوی است . این « عدم توازن و تناسب جنسی » به اعصاب و روان آنان نیز لطمه های سنگینی می زند.

6-   تناسب در زیبایی : اگر یکی از دو همسر « زیبا ،‌ خوش اندام و خوش تیپ » و دیگری « زشت صورت و بد اندام » باشد ، احتمال بوجود آمدن ناراحتی و مشکل برای هر دو  و عقده های روانی و انحراف و بی عفّتی و حسرت ... برای فرد زیبا ، وجود دارد.

7-   تناسب سنی : با توجه به اینکه پسر حدوداً چهار سال دیرتر از دختر به بلوغ می رسد ، لذا اگر پسر حدود چهار سال از دختر بزرگتر باشد بهتر است .البته این مسئله حتمی و الزامی نیست و باید به مجموعه خصوصیات دختر و پسر توجه کرد.

8-   تناسب مالی :  صلاح نیست که دختر و پسر وو خانواده هایشان ، از نظر « مالی و ثروت » تفاوت زیادی داشته باشند .

9-   تناسب خانوادگی : پر واضح است که ازدواج با یک فرد ، مساوری است با پیوند با یک خانواده و فامیل و نسل . لذا علاوه بر دختر و پسر ، باید خانواده ها نیز با هم سنخیّت و تناسب دینی ، اجتماعی ، اخلاقی و ....  داشته باشند.

10-          تناسب سیاسی : درصورتیکه که دختر و پسر دارای دیدگاههای سیاسی متضاد با یکدیگر باشند این مسئله می تواند مسبب بروز نزاع و کشمکش هایی در زندگی آنها گردد.

11-          تناسب اجتماعی : ازدواج کسانی که سنخیّت اجتماعی و روحی ندارند ، برای هردو زیان آور است . بعنوان مثال فردی که اهل علم و پژوهش است و دوست دارد که بافت زندگی خانوادگی و اجتماعی اش هم در راستای مسائل علمی و تحقیقی بگذرد ، هرگز نباید با فرد و خانواده ای وصلت کند که روحیه اجتماعی شان یک روحیّه تجملاتی و تشریفاتی است و اهل شب نشینی و خوشگذرانی و مسافرتهای افراطی هستند.

12-          هماهنگی شخصیتی ( درونگرایی و برونگرایی ) : البته درونگرایی و برونگرایی یک امر نسبی است و در حقیقت یک طیفی است که می توان از شماره یک ( درون گرایی محض) تا شماره 100 ( برون گرایی محض) شماره بندی کرد. برای تشکیل یک زندگی مطلوب و جلوگیری از درگیریها و عدم تفاهم آینده ، نباید فاصله زیادی بین این ویژگی دو فرد باشد ( حداکثر 30 شماره اختلاف مجاز است). مثلاً کسی که شماره اش 20 است با کسی که شماره است 80 است ( 60 شماره اختلاف) زندگی آرامی نخواهد داشت .

13-          همتایی و تناسب در آینده : ممکن است که دختر و پسر ، در زمان خواستگاری و ازدواج ، همتا و متناسب با هم باشند و ناهماهنگی قابل توجّهی میانشان نباشد اما شاید برنامه های و اهدافی که برای آینده خود دارند و راهی که قصد پیمودن آنرا دارند با یکدیگر هماهنگ نباشد و درنتیجه بعد از گذشت چند سال از ازدواجشان ، و با بروز تغییر و تحولات در زندگی آنها ممکن است ناهماهنگی و مشکلات گریبانگیر زندگی آنها گردد . لذا دختر و پسر باید قبل از ازدواج هدفها و ایده های و طرح های ذهنی و احتمال تغییرات در زندگی آینده شان را به یکدیگر گفته و از میزان همگرایی و هماهنگی اهداف و برنامه های آتی خویش آگاه شوند . 


  •     «دقت» آری ، «وسواس» نه !

در کنار تاکید روی اهمیت انتخاب همسر متناسب و همگون باید این را نیز بدانیم که : همسر کامل و بدون هیچ نقصی که از هر جهت مطابق میل انسان باشد ، هرکز یافت نشده و نمی شود (غیر از امیر المؤمنین و فاطمه زهراء که هردو معصوم بودند و از هر عیب و خطایی ، مبری ، همسران دیگری که هر دو معصوم باشند سراغ نداریم و معصومان دیگر ، همسرانشان معصوم نبوده اند ) . هیچ انسان غیر معصومی ( چه زن و چه مرد‌‌ ) بدون نقص نیست و حتما نقطه ضعف هایی دارد .

اگر کسی همسری بخواهد که از هز جهت بی عیب باشد و کاملا مطابق میل  و علاقه او قرار گیرد ، باید اول به خودش نظر کند که آیا از هر جهت بی عیب است و هیچ نقطه ضعفی ندارد ؟! مسلما هیچ کس نمی تواند چنین ادعایی کند . پس باید بداند که هر کس را که می خواهد به همسری برگزیند ، او هم کامل و بی عیب و از هر جهت مطلوب نیست . پس نباید خیلی ایده آل فکر کرد . هیچ کس به ایده آل کاملش نخواهد رسید مگر در بهشت زیرا که همسران بهشتی ( چه زن و چه مرد) کاملند و از هر جهت مورد پسند .

پس : «دقت» آی ، اما «وسواس» خیر! 


  •     عشق ، محور زندگی

همانگونه که جسم انسان برای زنده بودن و ادامه حیات ة نیار به روح دارد و جسم بدون روح سرد است و پژمرده ، زندگی زناشویی نیز برای سعادت و شادابی و با ثمر بودن و پویایی ، نیاز به روح دارد و روح آن عشق و محبت است و زندگی بدون آن ، مانند جسم بی روح می باشد .

عشق کیمیای سعادت است و به دلهای افسرده و ناامید ، نشاط و امید می دهد و سردیها را به گرمی و حرارت تبدیل می کند .

 اگر عشق و محبت ، بر زندگی حاکم باشد و زن و شوهر یکدیگر را از صمیم قلب دوست داشته باشند ، بسیاری از مشکلات آسان می شود و اصلا مشکل بحساب نمی آید ! وقتی عشق و علاقه باشد ، زن و شوهر عینک زیبا بینی بر چشمان خود می زنند و هرچه می بینند خوبی و زیبایی است و با کم و کاستی های هم می سازند حتی ممکن است عیبهای یکدیگر را هم زیبا ببینند !

زن و شوهر می خواهند یک عمر درکنار هم زندگی کنند و در طول این زندگی ، سختی ها و دشواریهای فراوانی که لازمه زندگی این دنیاست ، پیش خواهد آمد. اگر از ابتدای زندگی ، علاقه و محبت نیرومندی میان زن و شوهر وجود داشته باشد می توانند تا آخر مسیر ، دوشادوش هم پیش بروند و به سر منزل سعادت برسند .

دو نوع عشق و علاقه وجود دارد :

1-   عشقهای هوسی و شهوانی : که بر اساس هوس و جاذبه های جنسی و کششهای شهوانی می باشد . این نوع عشق ، هرچند که در انتخاب همسر و زندگی مشترک لازم است و حتما باید وجود داشته باشد ، اما به تنهایی کافی نیست زیرا پس از گذشت چند صباحی از زندگی مشترک ، شهوتها و هوسها فروکش خواهد کرد و جاذبه های اولیه جنسی به تدریج کم رنگ می شوند و با افزایش سن و بچه دار شدن ...طراوت جوانی کم خواهد شد و چهره و اندامها ، آن شکل قبلی خود را از دست خواهند داد و آن وقت است که دیگر انگیزه نیرومندی برای استمرار سعادتمندانه زندگی وجود نخواهد داشت . درصورتیکه عشق و علاقه زندگی باید آنچنان نیرومند باشد که در همه مراحل زندگی ، دوام آورد و بتواند بنا را پا برجا و مستحکم نگه دارد و این نوع عشق ، به تنهایی چنین توانی را ندارد.

2-   عشقهای متعالی : در این نوع عشق ، علاقه انسان بر مبنای ارزشهای متعالی شکل می گیرد و در حقیقت احساس عاطفه و محبت نسبت به یکدیگر و صفا و صمیمیت و اتحاد دو روح است.

در زندگی زنا شویی هر دو نوع عشق ، لازم است و هر کدام به تنهایی کافی نیست . استاد شهید مطهری می فرماید :

«احساسات انسان انواع و مراتبی دارد . برخی از آنها از مقوله شهوت و مخصوصاً شهوت جنسی است و از وجوه مشترک انسان و سایر حیوانات است .... از مبادی جنسی سرچشمه می گیرد و به همانجا خاتمه می یابد . افزایش و کاهشش بستگی زیادی دارد به فعالیتهای فیزولوژیکی دستگاه تناسلی و قهراً به سنین جوانی . با پا گذاشتن سن از یک طرف ، و اشباع وافر از طرف دیگر کاهش می یابد . منتفی می گردد.....

انسان نوعی دیگر احساسات دارد که از لحاظ حقیقت و ماهیت با شهوت مغایر است . بهتر است نام آنرا عاطفه و یا به تعبیر قرآن مؤدت و رحمت بگذاریم .... در قرآن کریم رابطه میان زوجین را با کلمه مؤدت و رحمت تعبیر می کند و این نکتة بسیار عالی است . اشاره به جنبه انسانی و فوق حیوانی زندگی زناشویی است . اشاره به اینست که عامل شهوت تنها رابط زندگی زناشویی نیست . رابط اصلی ، صفا و صمیمیت و اتحاد دو روح است ... »


  •     عشق دو جانبه

نکته مهم دیگری که باید بدان توجه نمود اینست که برای زندگی سعادتمندانه ، عشق و محبت « یک جانبه » کافی نیست ، بلکه هر دو همسر باید به هم علاقه و محبا داشته باشند . اگر یکی از آنان دیگری را دوست داشته ، اما دیگری او را دوست نداشته باشد ، باز در زندگی خلل و مشکل پیش خواهد آمد . هرچند که بی علاقگی و بی اعتنایی آن دیگری ، بزودی آن محبت و دوستی او را نیز خاموش خواهد کرد و در نتیجه : نفرت از دو طرف خواهد شد ! عشق و محبت دو جانبه سعادت آفرین است ، نه یکطرفه و یکسره .

نکته مهم دیگر این است که احساس علاقه باید از همان ابتدا وجود داشته باشد و یا بوجود آید و زیر بنای ازدواج گردد (در طی مراحل آشنایی قبل از ازدواج که منجر به شناخت طرفین از جنبه های مختلف روحی ، اخلاقی و شخصیتی یکدیگر می شود ، جوانه های اولیه این عشق و علاقه شکل می گیرد و برای طرفین ملموس خواهد شد که البته  بعد از ازدواج ، این دلبستگی و دوستی ها بیشتر و بیشتر نیز خواهد شد). گاهی افراد خانواده و اطرافیان به برخی از جوانان که ادعا می کنند که هیچ گونه احساس علاقه ای نسبت به طرف مقابل ندارند می گویند : « فعلا ازدواج کنید ، بعداً محبت به وجود می آید ! » ولی هیچ تضمینی وجود ندارد که عشق و علاقه بعداً بوجود بیاید و این امکان هست که یک زندگی سرد و بی روح و با کوهی از مشکلات و ناراحتی ها گریبان گیر افراد گردد .


  •      تفاوت های جنسی زوجین

یکی از تفاوتهای موجود در بین افراد که معمولا به صراحت از آن سخن به میان نمی آید ولیکن نقش مهمی زندگی دارد تفاوت های جنسی و جسمی افراد می باشد . بطوریکه اگر یکی از زوجین ، از نظر جنسی ، قوی و " گرم مزاج " باشد و دیگری ضعیف و " سرد مزاج " ، آنگاه شخص سرد مزاج قادر به ارضاء و اشباع شخص گرم مزاج نخواهد بود و این مشکل می تواند سر منشاء نارضایتی و اختلاف در زندگی زناشویی گردد که قالبا به صراحت بیان نمی شود (خجالت و رودربایستی) افراد عقده شان را درجای دیگر (و به بهانه دیگری ) بازگو می کنند .

برگرفته ازکتاب جوانان و انتخاب همسر (نوشته علی اکبر مظاهری)
تهیه شده توسط : کار گروه الچی

جامعه مجازی پـیــونـد
سامانه زوج یابی و ازدواج الکتروسنتی
تـنـها سایت همسریابی کـامـلاً رایـگـان

wWw.ZojYabi.com
wWw.Peyvand.com


این وبگاه در سایت ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت گردیده
و کلیه محتوای آن منطبق بر قوانین جمهوری اسلامی ایران است.

ppii.ir@gmail.com
موسسه پیوند پایدار ایرانیان
wWw.PPII.ir

کلیه حقوق این مجموعه متعلق به موسسه پیوند پایدار ایرانیان می‌باشد و هرگونه کپی برداری از آن ممنوع است.